نمی خواد یاد بگیره اینقدر همه فلان فلان:مثلا
من: ( دست خط بهبهانی خیلی بده) بروکلاس خط یک ذره خط نوشتاریت خوب بشه؟
اون : حالا می رم . امروز ٰ.فردا. امروز فردا(طبق معمول)
مامانش: رها خانوم(من) نیازی نیست . من فلان جا کار می کردم یک نفر بود اصلاْ دست نداشت ولی استخدامش کردند؟ من یه جا کار می کردم یک نفر بود اصلا سواد نداشت. آخه ادم بچشو با پائین تر از خودش مقایسه می کنه؟ به جا اینکه هلش بده به سمت پیشرفت ترجیح می ده بچش در جا بزنه.
مورد دوم:کلاس زبان:
من :بیا برو اسمتو بنویس کلاس زبان ام وایز و آر حداقل یاد بگیری؟
خودش :طبق معمول.........
مامانش: رها خانوم زیاد بش فشار نیارین حالا کم کم ..................
من:![]()
یکی بگه من چکار کنم
مدت زیادی نگذشت از اینکه از خدا واقعاْ از ته دلم خواستم که کمکم کنه . خیل زود به داد دلم رسید.
چند روزه خیلی عصبانیم نمی دونم چرا . خود به خود از خواب که پا می شم عصبانیم. خدایا دارم لحظاتمو ثانیه به ثانیه هدر می دم کمکم کن.